|
لغت نامه دهخدا
|
|
|
آوا : |
|
|
|
نوع لغت : |
اِ |
|
|
فینگلیش : |
|
|
|
شرح : |
خلاف . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مخالفت . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (رشيدي ) (ناظم الاطباء). مرادف انيسان است . (از رشيدي ). مخفف انيسان است . (از انجمن آرا). عدم موافقت دروغ و عهد و پيمان خلاف و دروغ وهنگام شکستن عهد و پيمان . (ناظم الاطباء): من آنگاه سوگند نيسان خورم که زين مملکت رخت بيرون برم .
بوشکور (از انجمن آرا). |
|